الكترودها در جوشكاری مقاومتی نقطه ای به اشكال گوناگوني عمل می کنند که چند نقش دارند از جمله؛ نگهداري ورق ها بر روي هم و ايجاد فشار لازم در موضع مورد نظر، هدايت جريان الكتريكي به موضع اتصال و تمركز سريع حرارت در موضع اتصال. الكترودها بايد از هدايت الكتريكي و حرارتي بالا، مقاومت اتصالي يا تماسي (contact resistance) كم و استحكام و سختي مناسبی برخودار باشند. همچنین باید بتوانند در مقابل فشار و حرارت بالا، از خود مقاومت نشان دهند. به همین دلیل الكترودها از مواد و آلياژهاي مخصوص ساخته می شوند كه تحت مشخصه يا كد RWMA به دو گروه A آلياژهاي مس و B فلزات ديرگداز دسته بندی شده اند.
مهمترين آلياژهاي الكترود مس ـ كادميم، مس ـ كروم، يا برليم ـ كبالت ـ مس هستند که از سختي بالا و نقطه آنيل برخودار می باشند. این آلیاژها در درجه حرارت بالا نرم شده که به دلیل تغییر شکل، موجب تغيير سطح مشترك الكترود با كار مي شوند. این امر سبب بروز مشکل در محل اتصال قطعات می شود.
در جوشكاری مقاومتی نقطه ای محل اتصال قطعات بايد كاملاً بر روي يكديگر قرار بگیرد و در تماس با الكترود باشند تا مقاومت الكتريكي تماسي R2, R1 كاهش يابد. مقاومت الكتريكي بالا بين نوك الكترود و سطح كار موجب افزایش درجه حرارت در محل تماس مي باشد. این امر موجب کاهش کیفیت جوش و هدر رفتن انرژی می شود.
براي اعمال فشار در جوشكاری مقاومتی نقطه ای، روش هاي مختلفي در نظر گرفته شده که دو نمونه آن عبارتند از:
- سيستم هواي فشرده با درجه خودکار که در زمان هاي مشخص، هواي فشرده را در سیستم وارد می نماید که قابل تنظيم و كنترل است.
- سيستم مكانيكي همراه با پدال، فنر و چند اهرم
- سيستم مكانيكي با پدال، فنر و چند اهرم
از آنجا که سیستم مکانیکی با پدال نیازمند نیروی انسانی است، لذا احتمال فشار وارده غير يكنواخت در سيستم هواي فشرده بیشتر بوده و در عین حال امکان كنترل ميزان فشار نیز افزایش می یابد. جوش مقاومتي براي اتصال فلزات مختلف قابل استفاده است. نکته ای که در اینجا ذکر آن اهمیت دارد، کیفیت و خواص فيزيكي آلیاژها می باشد که بر روي خواص جوش يا موضع اتصال تأثيرگذار است.
به منظور افزایش درجه حرارت موضع اتصال می توان از عبور جريان الكتريكي و مقاومت الكتريكي استفاده کرد. به این معنا که مقاومت الكتريكي بزرگتر در زمان و شدت جريان معين، می تواند حرارت بالاتري را تولید نماید. مقاومت الكتريكي يك رسانا، به طول آن بستگی دارد و با سطح مقطع رابطه معکوس دارد. جنس هادي در واقع همان ميزان ضريب مقاومت الكتريكي است، که نقش مهمی را ایفا می کند. به همین جهت، در جوشكاري مقاومتي با تغيير ضخامت ورق، مقطع تماس الكترود با قطعه و جنس قطعه نیز تغيير مي كند. حالت هاي تماس الكترود با قطعات و تماس خود قطعات از علت هایی دیگری هستند كه می تواند بر روي مقاومت ها تاثیرگذار باشد.
براي الكترودهاي جوش نقطه اي، از مس و آلیاژ های آن استفاده می شود. در زیر به ترکیب الکترودها می پردازیم:
براي الكترود نمی توان از آلیاژ های مختلفی استفاده کرد. به عنوان نمونه، آلیاژ آلومينيوم داراي ضريب هدايت بالايي است و به الكترودي با ضريب هدايت بالا نیاز دارد تا از چسبيدن جلوگيري شود . بنابراین نمی تواند برای الکترود مورد استفاده قرار بگیرد. این در حالی است که در مس سخت كشيده شده یا مس تلوريوم دار عليرغم سختي پايين، قابل استفاده است. مس تلوريوم دار قابلیت ماشينكاري و پوليش دارد و سطح تمام شده خوبي را ایجاد می کند. بنابراین می توان برای تولید الکترودها مورد استفاده قرار بگیرد.
همچنین مس كرومدار براي جوشكاری مقاومتی نقطه ای تمام فولادها مناسب است چرا که آلياژ مس ـ كادميوم مقاومتر است و از يكنواختي دمايي بيشتري برخوردار است. آلیاژ مس ـ كادميوم براي جوشكاري ورق هاي نازك مناسب است به این دلیل که از نظر اقتصادی، قیمت کمتری نسبت به فلز مس ـ کروم دارد و در جوشكاري ورقهاي نازك می تواند حرارت كمتري را تحمل كند. ورق هاي ضخيم تر موجب گرم شدن بيشتر نوك الكترود شده که در نتیجه از میزان مقاومت آن می کاهد.
این در حالی است که اگر میزان دمای الکترود به 250 درجه سلسيوس برسد، ديگر آلياژ مي ـ كادميوم قابل استفاده نیست. آلياژ مس ـ تنگستن عموما بصورت بوش قابل استفاده است كه از مقدار لازم براي تامين دانسيته جريان صحيح جوشكاري، مساحت بزرگتری دارد. دانسيته جريان براي ايجاد نقطه جوش با يك الكترود معمولي در يك طرف اتصال و بوش مس ـ تنگستن با مساحت بزرگتر در طرف ديگر قرار دارد.
- کلاسه فلزات و آلياژها برای ساخت الكترودها
كلاس 1: در اين مواد عمليات حرارتي صورت نمی گیرد و بواسطه، سرما، کار استحکام پیدا می کند که بر روي هدايت الكتريكي و گرمايي تاثیر ندارد. مواد کلاس 1 به منظور تهیه فولادهاي كم با لايه نازك سرب و كروم و يا روي پوشيده شده، فولادهاي نورد گرم شده و برخی آلیاژهای غير آهني از قبیل آلومينيوم و منيزيوم مناسب هستند.
كلاس 2: مواد رتبه بندی شده در کلاس2 خواص مكانيكي بالاتری نسبت به نوع کلاس 1 دارند اما میزان هدايت حرارتي و الكتريكي آنها از كلاس 1 کمتر است. ویژگی های فيزيكي و مكانيكي اپتيمم با عمليات حرارتي يا تركيبي از عمليات حرارتي و كار سرد ایجاد می شود. این مواد برای الكترودهايي که در كارهاي عمومي با يك رنج وسيعي از مواد و شرايط مختلف استفاده می شود، مناسب می باشد و اغلب در الكترودهاي نقطه جوش فولادهاي كم كربن نورد سرد شده و فولادهاي ضد زنگ و فولاد با پوشش نيكل و ... کاربرد دارند. علاوه بر این، مواد کلاسه 2، به منظور شافت ها ـ بازوها ـ قالب و بندکها ـ فک های تفنگي دستگاه جوش و بقيه اعضا عبور دهنده جريان در تجهيزات جوشكاری مقاومتی نقطه ای قابل استفاده می باشند.
كلاس 3 : این مواد دارای آلياژهاي سختي پذير با خواص مكانيكي بهتري نسبت به مواد كلاسهاي 1 و 2 هستند اما نسبت به آنها هدايت الكتريكي و حرارتي پايين تري دارند. سختي و مقاومت بالای مواد کلاسه 3 و همچنین برخوداری از دماي آنيل شدن بالاي الكترودها، همراه با هدايت الكتريكي متوسط موجب شده تا اين مواد براي الكترودهايي كه در نقطه جوش هايي كه در آنها فشار مقاومت قطعات بالا است، مورد استفاده قرار بگیرد. عموما از این مواد به منظور تولید فولادهاي كم كربن با سطح مقطع بالا و فولادهاي ضد زنگ استفاده می شود.
نوك الكترودهاي نقطه جوش بايد در شرايط توليد، پروفيل خود را تا آنجا كه ممكن است حفظ نمایند. پروفيل صحيح موجب تداوم طول عمر الکترودها می گردد. دو شكل استاندارد الکترودها عبارت است از:
- نوك گنبدي شكل
الکترودها دارای نوكهاي گنبدي دقيقا با سطح كار همراستا قرار نمی گیرند و از اینرو براي جاهايي كه الكترود بر روي سطح منحني در قطعه كار قرار مي گيرند، قابل استفاده می باشد. این نوع الکترودها عموما در جوشكاري آلومينيوم استفاده می شوند.
- نوك تخت به شكل يك مخروط وارونه
نوع نوك تخت الکترودها بهتر است بتواند با قطعه كار هماهنگ شود چرا که ماشينكاري و شكل دادن و بازرسي آن در ضمن بكارگيري آسان می باشد.
یک نکته مهم در مورد الکترودها، اینکه به صورت ميله استوانه اي شكل با قطر مورد نظر ساخته نمی شوند بلكه بزرگتر ساخته می شوند و نوك آنها را با زاويه 30 درجه بصورت مخروطي تراش می دهند. در اثر فشار وارده بر نوک الکترودها، مساحت آن افزایش می یابد که این امر موجب كاهش فشار الكترود و دانسيته جريان مي شود. پهن شدن الكترود را مي توان با استفاده از یک ماده سخت و زدن ضربات و یا بواسطه كاهش بارهاي ضربه اي و با خنك كردن مؤثر الكترود در كمترين مقدار خود نگهداری نمود. الکترودهای ساده برای جوشكاري در گوشه ها مناسب نیستند.
زمانی که نوك الكترودها در هنگام جوشكاري و فشار زیاد، حرارت زیادی را متحمل می شود، پس از زدن چند نقطه جوش، شکل و ساختار آن تغییر می کند که در نهایت سطح مشترك نوك الكترودها بزرگتر و ناصافتر مي شود. از این رو پس از حدود 250 بار نقطه جوش زدن، باید نوك الكترودها تراشيده شود تا شكل اولیه خود را پیدا کند. اين قطعات در اثر تراشيده شدن، كوتاه تر مي شوند که در صورت رسیدن به اندازه دلخواه، تعویض شوند. تعویض باید بر اساس شكل قطعه، جنس آن و نيز روش ساخت آن (تراشكاري شده يا آهنگري شده) صورت بگیرد. روش هاي تعويض اين قطعه (نوك الكترود) عبارتند از:
- با نصب تجهيزات اتوماتیک، كل فرآيند تعويض قطعات می توان بدون دخالت انسان صورت بگیرد.
- همچنین می توان با یک ابزار ساده دستي این کار را انجام داد. در این روش كاربر با اهرم كردن شاخك هاي آن در زير قطعه و در محل شيار موجود مي تواند آن قطعات را از جای خود خارج و پس از جازدن قطعه جدید، به كمك گردي سطح زيرين ابزار، قطعه را در محل خود محكم نماید.
- استفاده از شكل هندسي مخروطي نگهدارنده نوك الكترود نیز روش دیگری برای تعویض نوک الکترودها می باشد. در این روش سطح تماس قطعه نوك الكترود با نگهدارنده آن، سطح جانبي يك مخروط ناقص است. اين ويژگي هندسي موجب می شود تا با زدن چند ضربه آرام در دو سوي قطعه نوك الكترود، اين قطعه به تدريج در موضع خود حرکت کند که در این صورت می توان آن را از جای خود بیرون آورد. پس از نصب قطعه جدید، می توان با اعمال چند ضربه آرام به سر قطعه، آن را در جاي خود محكم نمود.
- نکات مهم در جوشكاری نقطه ای
- تميزي سطوح تماس
یک نکته مهم در جوشكاری مقاومتی نقطه ای، تمیزی سطح كار و سطح الكترودها است. وجود گرد و غبار روي فلز در حوزه مغناطيسي، ضمن كار، به اطراف محل جوش متمركز شده و موجب افزایش مقدار مقاومت تماسي و اتلاف انرژي مي شود. همچنین ممکن است در فصل مشترك دو ورق وارد مذاب شده و خواص دكمه جوش کاهش پیدا کند تميز كردن نوك الكترودها بايد با كاغذ سمباده ظريف يا پارچه صورت بگیرد تا از تلفات نوك الكترود بصورت براده جلوگيري گردد.
در صورتی که الكترودها به واسطه سيستم سرد كننده آبگرد خنك شود، نباید آب از الكترود به خارج نفوذ کند. در رابطه با فلزاتي از قبیل آلومینیوم و تیتانیوم كه لايه اكسيدي دير گداز ایجاد می کنند، باید علاوه بر تميزكردن سطح كار، اكسيدهاي سطحي نيز توسط محلول هاي اسيدي مخصوص از بین برده شوند. همچنین باید آثار محلول يا اسيد نيز از روي كار تميز شوند تا از تشديد عمل خوردگي در اين سطوح جلوگيري شود.
- تنظيم ماشين و محل جوش روي كار
تنظیم محل جوش بر روي كار توسط جوشكار يا بطور خودكار با ماشين صورت می گیرد. در صورتی که این کار بواسطه نیروی انسانی انجام شود، باید از الكترود ثابت استفاده شود. اما در توليدهاي سري و انبوه، تنظيم محل جوش بر روي كار، بواسطه ماشين انجام مي شود.
يكي از روش های متداول به منظور تنظيم دستگاه جوش، انجام چند نمونه جوش نقطه اي بر روي دو ورقه قراضه با مشخصات شبيه قطعه كار (جنس و ضخامت) است که پس از انجام جوش هاي نمونه بر روي اين ورق ها، آنها را از يكديگر جدا يا پاره می نماید. از اینرو:
- در صورتی که میزان جریان به حد کافی نباشد، دكمه جوش براحتي از ورق ها جدا شده و اثر چنداني بر روي ورق نخواهد داشت.
- شدت جريان بالا موجب نفوذ دكمه جوش تا سطح كار مي شود كه در اين حالت نيز استحكام جوش کاهش پیدا می کند. در حالت معمولی نباید عمق نفوذ دكمه جوش از 60 درصد ضخامت ورق بيشتر باشد.
- عدم تنظيم صحيح زمان ممکن است در سطح كار تاثیرگذار باشد و اگر جريان الكتريكي قبل از فشرده شدن كامل ورق ها، عبور كند جرقه اي در سطح تماس الكترود و كار ايجاد مي گردد.
با روش های دیگری نیز می توان آزمايش جوش را انجام داد که از آن جمله: دو قطعه به پهناي 5/7 سانتيمتر و طول 10 سانتيمتر بريده و لبه هاي آنها را به اندازه 5/2 سانتيمتر بر روي هم سوار کرد و سپس و سه نقطه جوش در مركز مربع هاي مباني مطابق شكل ايجاد نمود. یک نکته مهم جدا کردن جوش اول كه جريان الكتريكي از آن عبور نموده، می باشد. جوش هاي دوم و سوم باید بشکل نواري به پهناي 5/2 سانتيمتر و طول 5/17 سانتيمتر جدا كرده و تحت آزمايش كشش قرار داد. نيروي لازم براي جدا نمودن جوش محاسبه شده و با جداول مخصوص كه نشان دهنده استاندارد مشخصات فني جوش است، مقايسه مي شود.
- ظاهر جوش
ظاهر جوش عموما در برگیرنده يك فرورفتگي و يك حلقه رنگي حرارتي در اطراف تماس الكترود و كار است که اگر سطح كار تميز باشد، می توان فرورفتگي هاي محل جوش نقطه اي را از طريق استفاده الكترود مسطح نوع C و مخروط نوع E کاهش داد. در جوشكاري ورق هاي نازك به كلفت، استفاده از يك الكترود مسطح و يك الكترود مخروط ناقص، مناسب می باشد. در اين شرايط الكترود مسطح بر روي ورق نازك قرار مي گيرند. در حالت هاي معمولي جوشكاری مقاومتی نقطه ای فاصله جوش ها نبايد از ميزان معيني كمتر باشد زیرا با جوش مجاور یک مدار بسته ايجاد كرده و جريان الكتريكي نمی تواند به اندازه كافي از موضع جوش در بين الكترودها عبور نماید.
- بهسازی در جوشكاری مقاومتی نقطهای
- جوش با الكترود چندتايي
در جوش با الکترود چندتایی، از چندين الكترود استفاده مي شود و همزمان چندين جوش نقطه اي بر روي كار انجام می شود. در اين فرآيند براي تامين انرژي، از دو نوع طرح استفاده مي شود که عبارتند از: مستقيم (موازي) و غيرمستقيم (سري).
در نوع مستقيم از يك ترانسفورماتور استفاده مي شود كه مدار ثانويه بصورت هاي مختلف مي تواند چندين جوش را همزمان بر عهده بگیرد. در سيستم غیر مستقیم از تعدادي ترانسفورماتور استفاده مي شود كه با طرح هاي مختلف مي تواند همزمان چندين نقطه جوش را بر روي كار ایجاد نماید. در این روش مي توان ولتاژ بالايي را در موضع جوش ایجاد کرد و يا براي ايجاد ولتاژ معين از ترانسفورماتورهاي كوچكتري استفاده نمود. یک نکته مهم در طرح های مستقیم، شباهت میان ترانسفورماتورها و مقاومت ها در الكترودها و كيفيت سطوح است تا میزان کیفیت جوش ها نیز مشابه باشد.
- جوش دكمه اي يا ديسكي
در جوشكاری مقاومتی نقطه ای ورق هاي سنگين و كلفت، باید فشار و انرژي الكتريكي زيادي فراهم باشد تا استقرار قطعات كوچك فلزي بين سطح مشترك ورق ها، عبور جريان الكتريكي را موضعي تر کند و میزان سطح تماس را كاهش دهند. با ذوب اين دكمه ها دو ورق با انرژي الكتريكي و فشار كمتري به یکدیگر پیوند می خورد.
- جوش پل واره
در این نوع جوش، براي افزایش استحكام اتصال دو قطعه، از ورق هاي اضافي استفاده مي شود.
- جوش له كردني
جوش له کردنی برای جوش شبكه هاي سيمي از قبیل سبد، محافظ هاي توري لامپ هاي مختلف، اسكلت مفتولي براي بتن هاي مسلح و يا سيم به ورق نظير چرخ هاي بعضي از انواع اتومبيل استفاده می شود. سيم ها با طرح لازم بر روي فك ها با الكترودي كه بصورت مسطح با شكاف هاي پيش بيني شده قرار گرفته اند و با يك فشار و پايين آوردن الكترود جريان الكتريكي از محل تماس سيم هاي روي هم قرار داده شده عبور كرده و بر اساس جوش مقاومتي، در اين محل ها ذوب موضعي ایجاد شده که پس از پايان عبور جريان الكتريكي، عمل اتصال صورت می گیرد.
- پارامتر هاي دستگاه مؤثر بر جوش نقطهاي
PRSO: مدت زمانی که دو الكترود بر قطعه مماس شوند.
SQ: مدت زماني كه قطعه توسط دو الكترود به یکدیگر فشرده شده تا نيروي وارده بر قطعه كار ثابت شود.
Weld1: مدت زمانی که قبل از انجام جوش صورت می گیرد و در واقع جريان متناسب با Heat1 و يا Current1 می باشد که از قطعه عبور ميكند.
Cool: فاصله زماني بين Weld1 و Weld2 كه در آن دو سر الكترودها سرد می شوند.
Up Slope: مدت زماني كه جريان (Heat) از صفر به مقدار تعيين شده در Current2 (Heat2) می رسد.
Weld2: مدت زماني كه جريان جوش اصلي از قطعه متناسب با Current2 و يا Heat2 از قطعه عبور می نمایند.
PU: به تعداد تكرار جوش اصلي گفته می شود.
Down Slope: مدت زماني كه طول ميكشد جريان از مقدار اصلي خود در Weld2 به مقدار صفر برسد.
Hold: مدت زماني كه دو قطعه پس از اتمام فرایند جوش توسط دو الكترود به یکدیگر فشرده ميشوند.
Off: مدت زماني كه الكترودها از يكديگر فاصله گرفته و به حالت اوليه خود باز می گردند.
Heat: بر حسب درصد بيان می شود و میزان توان خروجي از ترانس را نمایش می دهد.
Current: پارامتري که بر حسب كيلو آمپر محاسبه می شود و مقدار جريان در پيش جوش و جوش اصلي را مشخص می نماید.
- تأثير پارامترهاي جوش بر كيفيت
PRSO: این پارامتر باید طوری تنظیم شود پس از اتمام زمان PRSO با تنظيم SQ، دو الكترود به یکدیگر برسند، در غير اين صورت جرقه اتفاق می افتد.
SQ: اين پارامتر به منظور تأمين نيروي مورد نياز جوش باید بطور دقیق تنظيم گردد. با افزايش نيروي الكترودها، سطح تماس دو فلز در نقطه اعمال نيرو افزايش پیدا می کند و افزايش سطح تماس موجب کاهش مقاومت الكتريكي در نقطه تماس ميشود. زمان SQ بايد به حدي باشد كه نيروي الكترودها قبل از زمان شروع Weld به ثبات رسیده باشند. در صورتی که مقدار SQ كم باشد، موجب جرقه و پاشش مذاب می شود.
Weld1: در مواردي كه ورق، پوشش (Coating) داشته باشد و يا ضخامت ورق زياد باشد، اين پارامتر حائز اهميت است در رابطه با ورقهاي پوشش دار، در صورتي كه Weld1 استفاده نشود، سرهها بهم می چسبند و یا جرقه اتفاق می افتد. در رابطه با ورقهایي با ضخامت زياد، عدم استفاده از Weld1 باعث عدم جوش و بهم چسبيدن سره می شود.
Cool: اگر از Cool استفاده نشود، میزان مقاومت سطحي روي سره و ورق مقابل، مقاومت سطحي بين ورقها افزایش پیدا می کند اما موجب تلفات بيشتر در ناحيه بين ورق و سره ميشود كه این امر چسبيدن سره را به دنبال دارد. همچنین جوش استحکام کافی نخواهد داشت.
Up Slope: این پارامتر جهت ایجاد جوشهاي با كيفيت بالا استفاده ميشود که اگر جريان ناگهاني صورت بگیرد، ورقها خواص اصلي خود را از دست ميدهند و استحكام آنها کاهش پیدا می کند و به همين دليل از Up Slope استفاده ميشود.
Weld2: اگر مدت زمان Weld2 از حد مورد نياز بيشتر شود، دماي ناحيه بين دو ورق از نقطه جوش بیشتر شده که موجب ایجاد حبابهاي گاز در اين ناحيه ميگردد. این امر ممکن است با پاشيدن ذرات فلز و يا انفجار همراه شود. همچنین در صورتی که مدت زمان Weld2 از حد مورد نياز بیشتر شود، عدسي جوش به سمت سطوح الكترود رشد كمی کند که این به الکترودها آسیب وارد می نماید.
طبق رابطه Q = RTI2 توليد حرارت تابعي از جريان است كه تغيير در ميزان حرارت، ميتواند با تغيير جريان يا با تغيير زمان تأمين گردد. در قبال افزايش جريان نمی توان زمان را کمتر از حد تعیین شده، نمود. اولين تاثیر زمان ناكافي اين است كه توليد حرارت سريع در سطوح تماس، منجر به توليد جرقه، فرورفتگي و سوختگي سطوح الكترودها می شود.
PU: اگر از جوش چند مرحلهاي استفاده ميشود، باید ورقهاي ضخيم جوش داده شوند. در این روش، در زمان سرد شدن، بين مراحل تكرار، به كمك الكترودها كه با آب خنك شده اند و قابليت هدايت گرمايي بالايي دارند، ميتوان از سطوح خارجي قطعه كار، حرارت بيشتري را پراكنده نمود. به همین جهت اختلاف دما بين ناحيه جوش و سطوح خارجي قطعه كار افزایش پیدا می کند که نسبت به زمانی كه جوش در يك مرحله صورت می گرفت، حرارت بيشتري به قطعه كار وارد می شود. بطور کلی مزایای استفاده از PU عبارتند از:
- محافظت از الكترودها
- افزایش میزان كيفيت مناسب جوش
- كاهش مقاومت سطحي بين الكترود و ورق
- افزايش تأثير مقاومت بين دو ورق نسبت به مقاومت سطحي بين الكترود و ورق
Down Slope: همانند پارامتر Up Slope می باشد که به منظور افزایش كيفيت جوش بالا استفاده ميشود. در صورت قطع ناگهاني جريان، شبكه كريستالي عدسي جوش به شكل مناسب تشكيل نميشود و استحكام جوش کاهش پیدا می کند.
Hold: به دو دليل از اين پارامتر استفاده ميشود که عبارتند از:
- خنك شدن نقطه مذاب بدون نیاز به اكسيژن
- سرد شدن نقطه مذاب تحت فشار كه استحكام جوش را افزایش می دهد.
Current (Heat): این پارامتر جريان را تنظیم می کند که با توجه به رابطه Q = RTI2 در زمان جوش T و با مقاومت مسير R باید طوری تنظیم شود كه جريان مورد نياز I به منظور تأمين انرژي Q حاصل شود. اگر Current به درستی تنظیم نشود، مشکلات زیر را به دنبال دارد:
- در صورت كم بودن، عدم تشکیل عدسي جوش مناسب
- در صورت زياد بودن، سوختن ورق و پاشش
- بهم چسبيدن نقطه جوش
در زمان جدا كردن دو قطعه جوش داده شده، باید سوراخ هسته جوش قابل رويت باشد، در غیر این صورت، دو قطعه به یکدیگر چسبیده که با علامت S نشان داده می شود.
- كم بودن قطر هسته جوش
قطر هسته جوش 4 تا 6 میلیمتر و يا از حدي كه در استاندارد يا Survery plan مشخص شده است، كمتر مي باشد و با IM نشان داده می شود.
- لبه خوردن نقطه جوش
نقطه جوش بايد در مركز سطح ورق اعمال گردد که در این عيب جوش، به اندازه كمتر از يك سوم از لبه ورق بيرون زده و موجب دفرمه شدن لبه ورق شده است و با ES نشان داده می شود.
- تقاطع
زمانی که جوش دچار تقاطع می شود، نقطه جوش به اندازه يك سوم يا بيشتر از يك سوم از لبه ورق بيرون زده که نقطه جوش نسبت به لبه ورق متقاطع است و با علامت اختصاری CS نشان داده می شود.
- موقعيت نامناسب
زمانی که نقطه جوش نسبت در موقعيت نامناسب قرار گرفته است و فاصله نقطه جوش از يكديگر كمتر و يا بيشتر از آنچه در پروسه مشخص شده باشد، گفته می شود که دچار موقعیت نامناسب شده و علامت اختصاري آنBP مي باشد.
- سوختگي يا سوراخ بودن
در زمان سوختگی و یا سرواخ بودن، در مركز نقطه جوش سوراخ وجود دارد. علامت این عیب با B مشخص می شود که از انواع عيوب ظاهري محسوب می شود.
- دفرمگي
بعد از جوشكاري، محل جوش حالت فرورفتگي به شكل منحني دارد كه در صورت وجود دفرمگي، محل جوش كج و به شكل منحني نمی شود. این عیب را با علامت D نشان می دهند.
- برآمدگي، فلش، پليسه
ممكن است بر اثر پاشش نقطه جوش، جوش دچار برآمدگي شود و يا از داخل ورق ها، جوش بيرون زده باشد. اين عيب را هم با علامت اختصاری p نشان می دهند.
- فرورفتگي شديد
از نظر شكل ظاهري، بايد نقطه جوش با معيارها و تعاريف منطبق باشد. به این معنا که داراي ظاهر استاندارد، دقيق و كامل باشد. در اين عيب جوش، ممکن است فرورفتگي خيلي زياد و يا شكل فرورفتگي بيضي باشد که با حرف وI نشان داده مي شود.
- ايراد استحكامي: این نوع ایراد عبارت است از؛ كم بودن قطر هسته جوش، فراموشي نقطه جوش و چسبيده بودن نقطه جوش
- ايراد شكل ظاهري: این نوع ایراد عبارت است از؛ دفرمگي، فلش، پليسه، فرورفتگي شديد، سوختگي و يا سوراخ شدن، و یا برآمدگي
- ايراد موقعيت نامناسب: این نوع ایراد عبارت است از؛ واقعيت بد يا مناسب، تقاطع، لبه خوردن نقطه جوش و فراموشي نقطه جوش